پس از رخداد مهمانی اصفهان
سخنان قاضی مرتضوی (در برنامه ی کوله پشتی، بخش دوم، به تاریخ ۰۲/۰۵/۱۳۸۶) از چند روی دارای اهمیت است. اگر گفته های ایشان را به نمایندگی از دیدگاهی بدانیم که نزد حکومت جمهوری اسلامی ایران پرداخته شده است آن گاه می توانیم به روشنی بفهمیم همجنسگرایی از نگاه حکومت چیست. و نگاه حکومت جمهوری اسلامی ایران به همجنسگرایی از آن رو مهم است که می توانیم با دست یابی به این نگاه و برداشت، الگوی رفتاری حکومت در برابر جنبش دگرباشی ایران را بسنجیم و پی آمد های و برخوردها را پیش بینی کنیم. من در این متن می کوشم اهمیت سخنان قاضی مرتضوی و برداشت جامعه شناختی و رسمی حکومت ایران را بکاوم و همچنین پی آمدهای رفتاری- قضایی آن را بررسی کنم.
پس از رخداد مهمانی اصفهان، گردهمایی گروهی از دگرباشان در خانه ای شخصی که با یورش پلیس سرانجام یافت، همجنسگرایی دوباره به آگاهی سیاسی و مدنی وارد گشت و این بار نه رفتار که پوشش و آرایش ویژه ی همجنسگرایانه، دست آویزی برای پایش اجتماعی شد. پیش از رخداد اصفهان، سنجه ی عملکرد نه پلیس که دستگاه قضایی در وارسی زمین های جنسی همجنسگرایی به رفتار و کنش همجنسگرایانه یا همان لواط و لواطک ها (رفتارهای خرده-همجنسگرایانه ای که در قانون مجازات اسلامی ایران آمده است مانند تفخيذ (بدون دخول) و نظاير آن (ماده 121) قرار گرفتن دو مرد که با هم خويشاوندي نسبي نداشته باشند بدون ضرورت در زير يک پوشش بطور برهنه (ماده 123) بوسیدن از روی شهوت (ماده 124)) بسته بود و تا فرد این گونه رفتارهایی را از خود نشان نمی داد و شاهدان چهارگانه ای آن را نمی دیدند هیچ مجازاتی گریبان گیر وی نمی شد. اما اینک با گذار از پارادایم «رفتار و کنش» به پارادایم «پوشش و آرایش»، هم دایره ی همجنسگرابودن گسترده تر خواهد شد و هم روش برخورد با آن اجتماعی تر.
در واقع، دولت با شمردن همجنسگرایی به عنوان گروهی که همانند گروه های اجتماعی اختیاری دارای گونه ی ویژه ای از آرایش و پوشش هستند می خواهد همجنسگرایی را چیزی ساختگی بداند که بنیان روانی ندارد بلکه در سطح خودش را نشان می دهد. این گونه برداشت از و نگاه به همجنسگرایی، آن را یک سبک زندگی می داند که دارای فوریت اجتماعی نیست و درون شد و بیرون شد به آن اختیاری و دیرپا نیست. اگرچه این نگاه به همجنسگرایی سنجیده نشانه نرفته است اما با چنین نگاهی می توان هم دگرباشانی که آن سبک پوشش و آرایش را دارند پایید و هم برای دیگرانی که چنین می پوشند و می آرایند با چوب «همجنس بازی» تهدید آفرید. این تهدیدآفرینی با چوب همجنس بازی برای نا-دگرباشان از آن روی انجام می شود که در اسلام هیچ سنتی برای پوشش و آرایش مردان نیست.
اگر این گونه ی پوشش و آرایش را ویژه ی همجنسگرایان بدانیم، دستگاه قضایی با زدن برچسب «همجنس بازی» به روند سامان دهی به پوشش و آرایش مردان، هم زمان، دو هدف را پیگیری می نماید. یکی کشتن غول بدحجابی و دست یابی به خشنودی درونی، و دیگری رها گشتن از بند قانونی برای مبارزه با «همجنس بازی» و پیگیری آسان تر آن. چرا که این گونه، پیشگیری از روی دادن رفتار همجنسگرایانه آسان تر می شود و نمادهای آن را فرو می ریزد. پیوند یافتن بدحجابی زنان به افزایش میزان بزه کاری و همبسته نمودن این دو، برای مشروع و پذیرفته تر نمودن عملکرد آن دستگاه برای مبارزه با بدحجابی بود و همچنین وارد نمودن بدحجابی مردان با برچسب همجنس بازی نیز به این روند یاری رساند. اگرچه برای پایش پوشش زنان سنجه ای اسلامی وجود دارد اما برای مردان در اسلام هیچ گونه سنتی وجود ندارد. از همین روست که «همجنس بازی» می توانست سپر شایسته ای برای برخورد باشد چرا که هم در اسلام گناه دانسته شده و سزاوار مجازات است و هم این که در غرب - جبهه ی همیشه دشمن - چیز پذیرفته شده ای است. اینک دستگاه قضایی امکان بیشتری یافته تا مبارزه با همجنسگرایی را پروارتر و کوبنده تر نماید و آن را از سکون و سکوت تاریخی خویش رهایی دهد.
با محدود نمودن همجنسگرایی به یک گونه ی ویژه - اما نامعین - از پوشش و آرایش، در مردان، تهدید و وحشت و خطرآفرینی به آسانی بر سر همجنسگرایان ایران افزون تر و روان تر می شود و این بار به جای دستور دادگاه، خودمختاری پلیس می نشیند. پلیس می تواند بدون دستور دادگاه، با فردی که مشکوک به همجنسگرایی است برخورد کرده و وی را دستگیر کند. این همان پایش اجتماعی گسترده تری است که پیشتر یادآور شدم. همین که همجنسگرایی فرد تنها از روی «فلان مجله ی خارجی» به اثبات می رسد خودش بیان گر نهادن دامی گسترده تر و گیراتر است که دست نیروهای پاینده ی سامانه ی اجتماعی - پلیس - را بازتر می کند.
در پایان ناگفته نمی گذارم که کاربرد قاضی مرتضوی و همکاران اش از واژه ی object به معنی مفعول جنسی (که به عنوان نمونه ای از هوشیاری و تیزبینی نیروهای پلیس هم آورده شده است) که در فرهنگ واژگان تا ۱۴ مدخل دارد خودش الگو و کوچک شده ی دگرگونی پارادیم از کنش به پوشش است. چرا که بسته کردن همجنس بازی به یک گونه ی پوشش و آرایش بزرگ شده ی این برگزیدن یکی از چهارده مدخل و نادیده گرفتن دیگر مدخل ها است. آن ها می خواهند هر چه زودتر به یقین دست یابند و همیشه کوتاه ترین راه برای رسیدن به یقین سازگار گرداندن چیزها با دیدگاه بنیادی خودشان است.
